ويلاگ توپ بيا تو شهرك منتشر شدبيا تو شهرك
من را به نامه دوست دارم لینک کنید و بعد در قسمت و از طریق نظرات من را خبر کنید
ويلاگ توپ بيا تو شهرك منتشر شدبيا تو شهرك
| * چرا غمگيني؟ عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟ بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟ فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟ براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟ پيش او!!!! قلبت کجاست؟ او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟ نه...اصلا!!!! چرا؟ چون باز هم او را مي پرستم * * معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو * * من سر راه تو دامی از عشق پهن کردم ولی تو به سرعت از کنار آن رد شدی و گفتی میگ میگ !! * * پول نداره ، خونه نداره ، موبایل نداره ، قیافه نداره ، کامپیوتر داره ولی پول کارت اینترنت نداره ، همه جا پیاده میره آخه ماشین نداره ، جوک زیاد میگه ولی اصلا خنده نداره ، خیلی وراجی میکنه ولی منو که می بینه زبون نداره ، آهنگ زیاد میخونه ولی صدا نداره ، میگه منو دوست داره ولی دوسم نداره ، یه زمانی منو داشت ولی حالا منم نداره ، هنوز دوسش دارم ولی لیاقت نداره ، همه ی اینا دروغ بود هیچکدوم حقیقت نداره ، چون دل من کسی رو نداره * * اگه بپرسند بهترين، زيباترين، شجاع ترين، محبوب ترين، داناترين، عاقل ترين ادم کيه؟ انگشتمو به طرفت تو دراز مي کنم و مي گم اين نمي تونه باشه * |






چيزي كه گذشت غم نخور ، به آن چيزي كه پس از آن آمد لبخند بزن
لبخند ارزانترين راهي است كه مي توان توسط آن نگاه را وسعت داد 
آفتابگردان دنبال خورشيد مي گشت ، ناگهان ستاره اي چشمك زد..
آفتابگردان سرش را پايين انداخت 
آري...گلها هيچ وقت خيانت نمي كنند 
وقتي ناراحتيد از اينكه به چيزي كه مي خواستيد نرسيديد ، محكم باشيد و خوشحال.... خداوند در فكر
چيز بهتري براي شماست... 
آرزویم این است
نتراورد اشکی در چشمان تو هرگز
مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه ی هر روز
تو عاشق باشی
عاشق آن که تو را می خواهد
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
تو را دوست بدارد به همان اندازه
که دلت می خواه...



از کجا شروع کنم ؟
برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان میدهد
داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است
حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه کرد
از کجا شروع کنم ؟
با اولین سلامش
معنای جدیدی به جهان پوچ من داد
که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود
او به زندگی من پا گذاشت و آن را شیرین کرد
او قلب مرا پر کرد
او قلب مرا با چیزهای خاص پر کرد
با آواز فرشته ها , با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد
و روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد
برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند
با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند ؟
و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است
چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد ؟
آیا می توان عشق را اندازه ساعات روز اندازه گرفت ؟
من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر می توانم بگویم که
می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها می درخشند
و او آنجاست


آه ای خدای بزرگ و مهربان :
نويسـم رازهـايـي كه نهـان است
چه حاجت ؟ غم ز چشمانم عيان است
قـلم مي گريد از اين حـال زارم
نه من حـال دلـم را مي نـگارم
كه اين تنـهايي و سنگيـني درد
دل من را شكست و پر ز خون كرد
و هر روزي هـزاران بار تا شـام
دلم مي ميـرد و مي گيرد آرام
دل خونيـن خود در دسـت گيرم
و شب ها را به سوگش مي نشينم
برايـش نغـمه هايي مي سرايم
به پايـش عقده ها را مي گشايم
دگر با من كسي درد آشنا نيست
دگر در قلب ها گويي خدا نيست
شكسته در گلويـم حجم فرياد
زمانه نـاله هايـم برده از ياد
زمـانه تا به كي با من چنـيني؟
مگر سـخت است لبخنـدم ببيني؟
به زندان جفـايت من اسيـرم
تو مي داني از اين پيمانه سيـرم
سپـردم دل به آیيـن محبـت
چه دانستم شود دل غرق محنت؟
دلا آتـش همـانا حاصـلت بود
بسوز اي دل صداقت مشكلت بود
















پس از آن غروب رفتن ... اولين طلوع من باش ... پس از آن غروب رفتن ... اولين طلوع من باش ... من رسيدم رو به آخر ... تو بيا شروع من باش ... شب وازغصه جدا کن ... چکه کن رو باور من ... خط بکش رو جاي پاي ... گريه هاي آخر من ... راسمتو ببخش به لبهام ... بي تو خاليه نفسهام ... خط بکش رو باور من... زير سايه بون دستام ... خواب سبز رازقي باش ... عاشق هميشگي باش ... خسته ام از تلخي شب ... تو طلوع زندگي باش... 
آدمــک هـــای پـــر زده
چشماشون از عشق کور شده
نمیدونن چه ها شده
بــازم شکستــه قلبـاشــون
از دســت یــه بــی مــعرفــت
کســی کــه ذره ای نــداره
توو وجـودش درک و فـهم
نمی فهمه که من واسش می خونم
نمی فهمه که من به پاش می مونم
نمی فهمه که من عاشق شدم
نمی فهمـه که قـلبـم واسـه اونـه
نـمـی تـونـه تـنـها بـمونـه
نمیشه از عشق بی تو بخونه
کاش میشد دوباره چشما شو ببینم
کاش میشد دوباره دستاش وبگیرم
کاش می فهمیدکه بدون اون میمیرم
مـیـمـیــرم ، مـیـمـیـرم


|
| |
|
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه ? اون وقتی که فکر میکنی هیچ کس نیست که حرف دلت رو بفهمه ........ کسی هست که برای دیدنت لحظه شماری میکنه
شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم! يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم. دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم! سه شنبه: بي وفايي كرد و من گريان شدم. چهارشنبه: اسير هجرانش شدم. پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي فاني شدم! جمعه: بي او تنها شدم و از تنهايي مردم ? عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شرم دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام ? |
|
| |
|
یکی را دوست میدارم.....
کسی که مرا ارام میکرد و معنی دوستی و دوست داشتن را به من می اموخت |
|
| |
|
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم???? ????????? قرار نبود اينجوري شه يهو بشي همه كسم راستي چي شد چه جوري شد اينجوري عاشقت شدم شايد ميگم تقصير توست تا كم شه از جرم خودم به ملاقات آمدم ببين كه دل سپرده داري???????????????????? چگونه عمري از احساس عشق شدي فراري نگاهم كن دلم را عاشقانه هديه كردم??????????????????????? تو دريا باش و من جويبار عشقو در تو جاري |
برای تغییر دادن صفحه خوشامد گویی ویندوزXP? به همان صفحه آشنا و قدیمی درNT,2000 دو راه وجود دارد
1. از منوی START? به CONTROL PANEL رفته و دو بار روی user account کلیک کنید.
2.گزینهchange the way usere log on or oof? را کلیک کنید.
3.علامت مربع اولین گزینه ، یعنی گزینه welcome use the screen را بر دارید.از این به بعد صفحه خوشامد گویی معمولی و متعارف ویندوز های ?2000 ,NT را خواهید دید. اما روش دوم به کمی تخصص و مهارت نیاز دارد.
1.به آدرس زیر بروید:HKEY_LOCAL_MACHINE \software \microsoft \windows NT \curent version\Winlogon
?2. ممتغری جدید از نوع dword? بسازید واسم آن را Logon Type بگذارید. سپس برای صفحه خوشامد گویی کلاسیک،مقدار 0 را به این متغیر جدید بدهید(و طبعا برای صفحه خوشامد گویی نو نوار? ویندوز? XP، مقدار 1 را)
3.از ریجستری خارج شوید و کامپیوترتان را از نو بوت کنید
كسانى كه در مورد شبكه هاى كامپيوترى اطلاعات مختصرى داشته باشند حتما مى دانند كه هر شبكه كامپيوترى داراى آدرسى است كه بوسيله اعداد مشخص مى گردد .
اين اعداد از چهاربخش تشكيل شده اند كه هر بخش عددى بين 0 الى 255 را شامل مى گردد .
مثال : 219.218.139.17 .به اين اعداد آدرس IP مى گويند . همچنين هر كامپيوتر هم هنگامى كه به شبكه ( هر شبكه اى) متصل شود يك آدرس IP به آن تعلق مى گيرد . اين آدرس در واقع آدرس آن كامپيوتر خاص در شبكه است و از طريق آن ديگر كامپيوتر ها مى توانند با كامپيوتر مذكور ارتباط برقرار نمايند و يا به منابع آن دسترسى پيدا كنند .
در صورتى كه بخواهيد آدرس IP خود را پيدا كنيد هنگامى كه به اينترنت متصل هستيد از قسمت Run ٿرمان winipcfg را صادر نماييد و یا پس از تایپ دستور cmd در Run واردDos Prompt شده و تایپ کنید ipconfig . در قسمت IP Address شماره IP كامپيوتر شما مشخص شده . ( در ويندوز XP هنگامى كه به اينترنت متصل هستيد روى علامت كامپيوترهاى كوچكى كه كنار ساعت ظاهر مى شوند كليك راست كنيد و گزينه
Detail را انتخاب كنيد . در قسمت Client IP address شما شماره خودتان را مشاهده مى كنيد )
شما اگر از طريق مودم شماره گير و خط تلٿن به اينترنت متصل شويد ، هر بار يك آدرس IP متٿاوت به شما تعلق مى گيرد . در واقع سه بخش سمت چپ آدرس IP متعلق به ISP يا همان اشتراك دهنده اينترنت شما مى باشد و آخرين قسمت سمت راست شماره شما در آن نشست ارتباط با اينترنت است . ( در عدد مقابل 32 مربوط به شماست 218.219.167.32 )
بنابراين ممكن است شما هر بار كه به اينترنت متصل مى شويد ٿقط عدد سمت راست آدرس شما تغيير كند . البته اين بستگى به اين امر دارد كه ISP شما چند شبكه داشته باشد . چون آدرس هر شبكه با ديگرى متٿاوت خواهد بود . معمولا اگر چند شماره تلٿن در اختيار شما باشد هر كدام متعلق به يكى از شبكه هاى ISP خواهد بود . البته این مسئله کاملا به ISP شما بستگی دارد و ممکن است با وجود داشتن شماره های مختلٿ سری IP یکسانی داشته باشند.
مهم : دوستانى كه با مودم كابلى يا موارد مشابه به اينترنت متصل مى شوند بايد توجه داشته باشند كه در بيشتر موارد شماره IP آنها براى مدتى كه اشتراك دهنده اينترنت تعيين مى نمايد مثلا يك ماه يا بيشتر كاملا بدون تغيير باقى مى ماند . اين امر بسيار خطرناك است و در واقع مى توان گٿت اٿرادى كه مودم كابلى دارند به دليل داشتن سرعت بالا و IP ثابت طعمه هاى بسيار خوبى براى هكرها هستند و در صورت به دام اٿتادن ممكن است بسيار بيشتر از سايرين لطمه بخورند . چون اغلب هكرها از PC اين اٿراد براى حمله به كامپيوترهاى ديگر استٿاده مى نمايند .
مودم كابلى در ايران هنوز چندان رايج نشده و بيشتر در كشورهاى قاره اروپا و آمريكا استٿاده مى شود . در بيشتر آن كشورها تجارت الكترونيك و خريد و ٿروش و مبادله پول از طريق اينترنت امرى رايج به شمار مى رود . همين امر باعث مى شود كه كلاهبرداران اينترنتى به راحتى كامپيوترهاى محاٿظت نشده را پيدا كرده و با دزديدن شماره كارتهاى اعتبارى ، صاحب كامپيوتر را دچار زيانهاى مالى نمايند . پس توصيه ما به اين قبيل دوستان اين است كه در حٿاظت از كامپيوتر خود حساستر باشند .
ٿكر مى كنم ٿعلا تا اين حد در مورد آدرس IP كاٿى باشد .
قایقی شکسته ام
به یاد آور مرا
در میان صخره های غم تنهایی
در میان سکوت مرغابیان
تن فرسوده در انتظار توست
بادبان های این قایق شکسته را
به حرکت در آور
یاد کن از من بادبان هایم »تنها امیدم برای زندگیست«

سلامی دوباره از یک آدم خسته نه از تو نه از عشق تو از زمونه
این زمونه نامرد بی مروت
خیلی دوست دارم بهت بگم چقدر دوستت دارم اما همیشه این زمونه مانعم میشه
گل من خیلی دلم واست تنگه اینو کسی نمی تونه درک کنه
آخه خیلی سخته به آدم های دور وبرت بگی دل واسه کسی می تپه که شاید هیچوقت نتونی اینو بهش بفهمونی
خیلی سخته به آدم های دور برت که خیلی عادی زندگی می کنن و همه چی رو واقعی می دونن بگی الکی الکی عاشق شدی
خیلی سخته بگی دلیل همیشه بارونی بودن چشمات عشقه
آخه وقتی بخوای بهشون بگی می گن مگه عشق بچه بازی برو برو داری اشتباه می کنی
این فقط یک احساس بچه گونه است مگه اصلا عشق وجود داره عشق مال تو قصه هاست
آره گل من حالا من چطور به این آدم ها بگه عشق سهم قلب منه
عشق تو قلب من خونه کرده
اونم عشق کی عشق تو عشق تو نازنینم
خیلی سخته وقتی بهت بگن واسه چی گریه می کنی بگی دلم گرفته ولی نتونی بگی از چی
حالا دوست دارم به تو بگم بگم از چی دلم گرفته از این زمونه که نمی ذاره بهت بگم عاشقتم
خیلی سخته عشقت و ببینی که داره می ره ولی نتونی همراهش باشی
چقدر سخته عشقت و گریون ببینی و نتونی دلداریش بدی
دوستت دارم
دوستت دارم خیلی زیاد
این شعر فریدون واسه تو گل نازنینم
دوست دارم دوست دارم دوستت دارم دوست دارم
قد تموم آدما قد تموم عاشقا
دل بردی و پنهون شدی دل بردی و پنهون شدی
از من چرا ای بی وفا ازمن چرا از من چرا؟؟؟

ای گلبرگ سرخ زیبایی
در باغ سبز آشنایی باغبان خیال من هر روز
گل زیباتر را می پروراند
پس پیام محبت مرا بپذیر

تو را چون دریا دوست دارم چو عطر پاک گلها دوست دارم
منم چون سایه ای افتاده بر خاک تو را تنهای تنها دوست دارم

وقتی مهر با آغوش باز از من پذیرایی کرد دیدم چقدر سخاوتمند است
تمام درختهای کوچه اش همراه باد برایم دست تکان می دادند و خانه های
کوچه اش برایم از بوی گل اقاقیها می گفتند. وقتی با گذشتن از کوچه های تو
به گلخانه ی معرفت می رسیدم همراه باد بوی محبت برایم می آوردی و به من
روحیه ای تازه می بخشیدی.
تمام پنجره ها را باز کردم تا تو بیایی...

وقتی تماشای تو در چشمان من تابید
دیدم که مثل آسمان بی انتهایی
ای آشنا به معنی زیبای زندگی
ای آفتاب مهر تو آوای زندگی
بر من بتاب عشق تو آرامش دل است


دل
تنگي...
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند
که طعم وابستگی را چشیده باشد
پس هیچوقت به کسی وابسته نشو
که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
آرزویم این است که یک روز فقط یک روز
توبرای من باشی
و بتوانم دست های گرمت را در دستانم بگیرم
تا شاید یخ دستان سرد و کبودم شکسته شود
بتوانم سرم را روی شانه هایت بگذارم
و هر لحظه بر آنها بوسه بزنم
ای کاش
اشکهایم با دست های مهربان تو پاک می شد
اما تو هیچ وقت نتوانستی باور کنی
قلبی که غرورش شکسته در انتظار توست
در مقابل تو غرور معنا ندارد
نتوانستی باور کنی که دو چشم بی تاب من
که هر لحظه انتظار طلوع نگاه تو را می کشند
و ندانستی که دست هایم فقط
به دنبال گرمی دست های تو می گردند
سراپای وجود تو همه خوبیست
و همین است که مرا آزار می دهد
تو خوبی اما من تو را ندارم
بیا و با نگاه چشمان زیبایت زندگی را به من برگردان
برگرد مگذار دوباره تنها شدن را تجربه کنم...